تبليغاتX
حرف های نگفته قلب یک عاشق به معشوقش



اول از روی ادب ای گل خوشبو سلام ،دوم از روی محبت به تو دارم پیام ، بی تو ای دوست گذر از جهان زندان من است، تا تو هستی در بزم زندان گلستان من است

اين اس ام اس ها  رو ميفرستم براي همه خوب ها که سخت مشغول شطرنج زندگي هستند و نميدونند که ما ، مات رفاقتشون هستيم . . .

 

 

 

 

 

 

عشق يعني چون خورشيد تابيدن بر شب هاي دوست ،و چون برف ذوب شدن به غم هاي دوست ،دوستان خوبم دوستتان دارم.

 

 

 

 

 

 

 

اگه از ياد تو رفتم... اگه از ياد تو رفتم اگه رفتي تو زدستم اگه ياد ديگروني ...من هنوز عاشقت هستم با وجود اينكه گفتي ...ديگه قهري تا قيامت با تموم سادگي هام/ گفتم اما.... به سلامت شايد اين خوابه كه ديدم ...هر چه حرف از تو شنيدم قلب ناباور من گفت من به عشقم....نرسيدم! پيش از اين نگفته بودي ... غير من كسي رو داري توي گريه توي شادي .سر رو شونه هاش بذاري تو رو مي بخشم و هرگز ديگه يادت نمي افتم.... برو زيباي عزيزم ... تو گروني ... من چه مفتم

 

 

 

 

 

 

 

شبي غروب مي كنم كنار چشمهاي تو/ وبي گناه مي روم به دار چشمهاي تو/ من از تمام عاشقي به اين بسنده مي كنم /كه يك دقيقه سر كنم كنار چشمهاي تو

 

 

 

 

 

 

 

 

 

يك عشق عروج است و رسيدن به كمال ، يك عشق غوغاي درون است و تمناي وصال ، يك عشق سكوت است و سخن گفتن چشم ، يك عشق خيال است و....خيال است و....خيال

 

 

 

 

 

 

 

 

 

من بي پناهم تو بي گناهي - دل به تو دادم ، چه اشتباهي- از تو كشيدم شكل كبوتر - نقاشي ام رو بگذار و بگذر- تو اين نبودي، من بد كشيدم - آخه دلت رو هرگز نديدم- تو بي گناهي، من بي پناهم - ايمن بماني از اشك و آهم

 

 

 

 

 

 

 

 

چنين گفت زرتشت........عاشق عاشق شدن باش و دوست داشتن را دوست بدار از تنفر متنفر باش به مهرباني مهر بورز با آشتي آشتي كن و از جدايي جدا باش..........

 

 

 

 

 

 

 

 

بی من اگر آرامی ، من نمی خواهم کنارم باشی با شکست قلبم تو اگر پیروزی، آرزوی دل من نیز کامیابی توست ، من تنها به تو می اندیشم که مبادا خاری به دلت ریشه آرد

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

يك شبي با ياد تو بدرود خواهم گفت و رفت/ خاطراتت را به جوي آب خواهم گفت و رفت/ در فرار شعرهايم يك شبي خواهم نشست/ آخرين اشعار خود را بر تو خواهم گفت و رفت/ با خيالت بر ديار قصه ها رفتم ولي...

 

 

 

 

 

 

 

 

 

يك روز مي بوسمت ! فوقش خدا مرا مي برد جهنم ! فوقش مي شوم ابليس ! آنوقت تو هم به خاطر اين كه يك « ابليس » تو را بوسيده ، جهنمي مي شوي ! جهنم كه آمدي ، من آن جا پيدايت مي كنم و از لج خدا هر روز مي بوسمت ! واي خدا ! چه صفايي پيدا مي كند جهنم

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نبض لحظه رو نگه دار نذار عشقمون بمیره / نذار ضربه های ساعت ، منو از تو پس بگیره عقربک های زمونه ، خستگی سرش نمیشه / نگو برمیگردی فردا دل که باورش نمیشه . . .

 

 

 

 

 

 

 

 

گفت بنویس میمانم ، نوشتم میروم ، این غلط املائی مرا ویران کردو حالا باید روزی 1000 مرتبه از روی تنهائی بنویسم . . .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

کیست که غربت رفته را یاد کند / دل غربت زده را شاد کند مینویسم این سخن از بهر دوست / تا بداند این دلم در فکر اوست . . .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نگاهي آشنا به ياس كردم/ تو را در برگ گل احساس كردم ...خلاصه در كلاس ناز چشمت/ دو واحد عاشقي را پاس كردم

 

 

 

 

 

 

 

هر دو بالم را شکستي باورم را پس بده / مانده خالي خالي هستي ام را پس بده دفتر شهر را پر پر کن اما خوب من / اشک هاي بيت بيت دفترم را پس بده

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

می دانم روزی با تن خسته و خیس ، سوار بر قطرات درشت باران بر ناوادنهای چشمم فرود می آیی. در میان انبوه مژگانم میزبان خواهم بود و در آن لحظه چشمانم را برای همیشه می بندم تا دیگر دوریت را حس نکنم.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

جهان نسبت به هرکس دو نوبت دارد: یک نوبت به نفع شما است. و یک نوبت به ضرر شما

آنگاه که دنیا به شما روی آورد یاغی نشوید. و موقعی که دنیا به شما پشت کرد صبر پیشه کنید

 

 

 

 

 

 

 

 

زندگي را از طبيعت بياموزيم ، چون بيد متواضع باشيم ، چون سرو ، راست قامت‌‌، مثل صنوبر، صبور، مثل بلوط مقاوم، مثل رود روان، مثل خورشيد با سخاوت و مثل ابر با كرامت باشيم.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

با آبی عشق پر کشیدن زیباست / در لحظه غم ، تو را سرودن زیباست منظورم از این ترانه میدانی چیست ؟ / یعنی که همیشه با تو بودن زیباست . . .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

گه خورشید غروبم، بی تو سردو بی غروبم

وقتی هستی با تو شادم، نمیره عشق تو یادم

نمی خوام تنها بمونم، باز می خوام از تو بخونم

واسه ی این دل تنها، تویی عشقم تویی جونم

 

 

 

 

 

 

 

یکم گوشیتو بیار بالاتر ؛ یکم پایین حالا سمت چپ،خوبه؛حالا صورتت رو ریلکس کن آروم زل بزن تو گوشیت ، خوب فقط میخواستم بگم دیونه ی همین نگاتم دیونه!

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

اگه رز ها سیاه بودن و بنفشه ها قهوه ای اونوقت هرگز بین من و تو هم عشقی پیدا نمیشد. اما رز ها قرمزند و بنفشه ها بنفش و تنها چیزی که میخوام بگم اینه که خیلی دوست دارم

 

 

 

 

 

 

 

فراموشم نکن هرگز

ولی گاهی به یاد آور

رفیقی را که می دانی

نخواهی رفت از یادش

 

 

 

 

 

 

 

 

 

زنده باد آن کس که گاهي يادي از ما ميکند / از خجالت ما غريبان را غرق دريا ميکند حال ما ميپرسد و از مهرباني هاي خود / اين دل رنجور ما را عطر گل ها ميکند . . .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

اي آسمان به سوز دل من گواه باش كز دست غم به كوه و بيابان گريختم داري خبر كه شب همه شب دور از آن نگاه مانند شمع سوختم و اشك ريختم؟

 

 

 

 

 

آرزوم بي تو محاله لحظه هام بي تو سواله ، بي تو مقصد خيلي دوره راه عشقم بي عبوره ، من نمي خوام تو خيالم بگمت عاشقت هستم دوست دارم که راستي راستي حس کنم تو رو تو دستم.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

عشق بها دارد ... من و تو بودیم و یک دریا عشق ، حالا من هستم یک دنیا اشک ... آری ... عشق بها دارد !!!

 

 

 

 

 

 

 

 

 

بر سنگ مزارم بنويسيد:

آشفته دلي خفته در اين خلوت خاموش / او زاده غم بود که از خاطر دوستان گشت فراموش . . .

 

+ نوشته شده در سه شنبه هشتم اردیبهشت 1388ساعت 14:36 توسط يک عاشق به معشوق |