تبليغاتX
حرف های نگفته قلب یک عاشق به معشوقش



 

 

به نام كسي كه يادش در بهار من ، نامش در انديشه من ، عشقش در قلب من ، كلامش در دفتر من ، ديدارش آرزوي من است 
 1388 شاخه گل سرخ به سويت فرستاده و بر تك تك گلبرگ هاي ان مي نويسم دوستت دارم

 

 

 

 

تقدیم به او که نبود ولی حس بودنش بر من شوق زیستن داد دلم برای کسی تنگ است که آفتاب صداقت را به میهمانی گلهای باغ می آورد و گیسوان بلندش را به باد می داد و دست های سپیدش را به آب می بخشید و شعر های خوشی چون پرنده ها می خواند

 

 

 

 

گوش کن ...یک نفر ...آنطرف پنجره ی بسته...تورا میخواند! و نسیم...لای این پرده ی آویخته رامی کاود... تا تو را در یابد، نورخورشید که از منزل پر مهر خدا آمده است...لب درگاه تو در یک قدمی می ماند... قلب این پنجره از دست غم پرده، به تنگ آمده است! پرده را برداریم ، دل این پنجره را باز کنیم..!

 

 

 

 

هرگاه شادم ياد تو غمگينيم مي كند. هرگاه غمگينيم ياد تو شادم مي كند
پس هر دو را دوست دارم چون حكايت از تو مي كند...

 

 

 

 

زندگي يعني بازي سه ، دو ، يک ? سوت داور............ بازي شروع شد!!! دويدي ، دست و پا زدي ، غرق شدي ، دل شکستي ، عاشق شدي ، بي رحم شدي ، مهربان شدي? بچه بودي ، بزرگ شدي ، پير شدي سوت داورــــــ0?ــــــــــ بازي تمام شد... زندگي را باختي

 

 

 

 

مثل باران بهاري به پايت مي گريستم اگر گل بودم شاخه اي از وجودم را تقديم وجود عزيزت ميکردم اگر عشق بودم آهنگ دوست داشتن را برايت مينواختم ولي افسوس که نه بارانم نه اشک نه گل و نه عشق اما هر چه هستم دوستت دارم

 

 

 

 

 

فقط او را صدا کردم نیامد/ تمام شب دعا کردم نیامد/ به من گفت باید با وفا بود / به عهدش هم وفا کردم نیامد

 

 

 

 

لحظه ها در پي هم مي گذرند و ميان آنها تو فقط مي ماني . لحظه اي با من باش تا ابد در دل من مهماني

 

 

 

 

چه لطيف است حس آغازي دوباره،
و چه زيباست رسيدن دوباره به روز زيباي آغاز تنفس...
و چه اندازه عجيب است ، روز ابتداي بودن!
و چه اندازه شيرين است امروز...
روز ميلاد...
روز تو!
روزي که تو آغاز شدي!
دوستت دارم

 

 

 

 

 

 

زندگي هنر نقاشي كردن است بدون استفاده از پاك كن سعي كن هميشه طوري زندگي كني كه وقتي به گذشته برميگردي نيازي به پاك كن نداشته باشي

 

 

 

 

 

روزها ميگذرند و در آغوش تو بودن احساس من را قويتر ميکند ، بيشتر از اين نميتوانم صبر کنم ، توي چشمهاي من نگاه کن ، خواهي ديد که حقيقت داره ، روز و شب به فکر تو هستم . . .

 

 

 

 

 

 

صداقت یعنی از افقها به قصد رویت گذشتن... میان کوچه های سبز احساس به دنبال قدمهای تو گشتن... نجابت یعنی از باغ نگاهت... به رسم عاطفه یک پونه چیدن... میان سایه روشن های احساس... تو را از پشت یک آیینه دیدن...

 

 

 

 

 

 

جز من اگرت عاشق و شیداست بگو    ور میل دلت به جانب ماست بگو    ور هیچ مرا در دل تو جاست بگو    گر هست بگو،نیست بگو،راست بگو...!

 

 

 

بدترین فریب عاشق شدنه ! چون خودت رو به چیزی متعلق می کنی که یه روزی از دستت میره...

 

 

 

 

 

یارب دل دوستان پر از غم نکنی    با تیر بلا قامت ما خم نکنی    ای چرخ تو را به قرآن سوگند    یک مو ز سر عزیز ما کم نکنی گفتم به گل زرد چرا رنگ منی    افسرده و دلتنگ چرا مثل منی  من عاشق اویم که رنگم شده زرد تو عاشق کیستی که همرنگ منی...

 

 

 

 

به اندازه قلیون دوستت دارم اگه گفتی چرا ؟!  ق : برای قشنگیت    ل : برای لبخندت    ی : برای یکی بودنت    و : برای وفایت    ن : برای نگاهت

 

 

 

 

 

غم هايت را بر روي شن بنويس تا باد آن را با خود ببرد شاديهايت را بر روي سنگ بنويس تا براي هميشه باقي بماند...

 

 

 

 

 

چشم هايت وقتي دروغ مي گويي زيبا تر مي شوند اگر مي خواهي زيبا ترين باشي هميشه به من بگو دوستت دارم ....

 

 

 

 

تو آن فرشته ای که وقتی در فصل بهار راه می روی برگ درختان انتظار پائیز را می کشند تا جای پاهایت را بوسه بزنند...

 

 

 

 

 

ای مهربانم، ازین پس هرشب سراغت را از ماه می گیرم و هر روز به خورشید می سپارمت تا مبادا به سایه غم گرفتار شوی

 

 

 

 

 

 

نميخوام به جزمن دوست دار ديگري باشي نميخواهم براي لحظه اي حتي به فكر ديگري باشي نميخواهم صفاي خنده ات را ديگري ببيند نميخواهم كسي نامش،برلبهاي توبنشيند نميخواهم به غيرازمن بگيرد دست تودستي نميخواهم كسي يارت شوددرراه اين هستي

 

 

 

 

 

. ' 12 ' .

3 /___ 9

. .

' 6    '

تیک تاک ساعت فریاد مرگ ثانیه هاست، اما دوستی ها هیچ وقت نمیمیرند..... دوستت دارم.

 

 

 

 

 

 

 

باور کن ماههاست زيباترين جملات را براي امروز کنارمي گذارم، امشب اما همه جملات فرار کرده اند، همينطور بي وزن و بي هوا آمدم بگويم
.
.
.
.
.
.

. دوستت دارم .

 

 

 

 

 

 

تمام وجودم را در قلبم ، قلبم را در چشمانم ، چشمانم را در زبانم ، خلاصه مي كنم تا بگويم روز دوستت دارم.

 

 

 

 

 

 

 

شكوفهاي صورتي فداي مهربونيات... يه دل كه بيشتر ندارم اونم فداي خوبيات
دوستت دارم

 

 

 

 

 

منم آن شعله آتش که از هر شمع برخیزم... تمام هستی خود را فقط به پای تو ریزم... درون قلب من فرمانروایی کن... که از موی تو برخیزد همه عطر دل انگیزم...

 

 

 

 

 

 

به کعبه گفتم تو از خاکی منم خاک چرا باید به دور تو بگردم؟!   ندا آمد تو با پا آمدی باید بگردی برو با دل بیا تا من بگردم

 

 

 

 

سلام به قاصدكهاي خبر رسان كه محكوم به خبرند و سلام به شقايقهايي كه محكوم به عشقند و سلام به تو كه محكوم به دوست داشتني

 

 

 

 

 

 

در زمانی که وفا قصه برف در تابستان و صداقت گل ناپیداییست به که باید گفت ، با تو خوشبخت ترین انسانم ؟

 

 

 

 

 

اگه یه روز حس کردی دنیا و آدماش به تو اخم کردن ، دلیلشو تو لب های بدون لبخند خودت جستجو کن

 

 

سه ستاره تقدیم تو باد ، یه ستاره پر بوسه که دلم بی تو نپوسه ، یه ستاره پر امید واسه هرکس که تو رو دید ، یه ستاره پر رویا که قشنگه با تو دنیا .

 

 

 

 

 

داستان زندگی من قصه ایست متن آن وجود تو پایان آن نبود تو...

+ نوشته شده در چهارشنبه بیستم خرداد 1388ساعت 14:34 توسط يک عاشق به معشوق |