تبليغاتX
حرف های نگفته قلب یک عاشق به معشوقش



  

اتش دوست اگر در دل ما خانه نداشت.     عمر بي حاصل ما اين همه افسانه نداشت.

 

 

 

 

 

هوايم ابريست گوئي كه غبار دوري تو سراسروجودم را فرا گرفته وابر چشمانم هواي گريه دارد نم نم اشك بر روي صفحه ي كاغذ فرو مي ريزد وقلبم ازرنج ودوري تو حكايت مي كند انگاركه تمامي غمها به سويم پرواز مي كنند ديگر نيستي تا پنجره ي چشمانم را به رويت بگشايم .ديگر نيستي تابرايم تبسم كني ومن از لبخند شيرينت قصه شادي را نظاره كنم اي سروپا همه خوبي به تو مي انديشم : عزيزم سلام هم اكنون كه برايت مي نويسم هوا سرد وغم انگيزاست آسمان پراز ابرهاي سياه مي باشد ودلم سختگرفته وتصوير تو هم

 

 

 

 

 

 

من اين شب زنده دار ي دوست دارم، پريشان روزگار ي دوست دارم، به شهر من ز من بيگانه تر نيست، همين دور از دياري دوست دارم، بيابان را كه خلوتگهه انس است، چو اهوي فراري دوست دارم، تو را هم با همه نه مهرباني، عزيزم اري اري دوست دارم، به اميد وصلت زنده ماندم، من اين چشم انتظاري دوست دارم، براي ديدنت رخصت نخواهم، من اين بي بند و باري دوست دارم، نميگيرم به يك جا يكدم آرام، چو طوفان بي قراري دوست دارم

 

 

 

 

 

شبها چشمانم ميعادگاه اشك ميشوند و غم همنشين قلبم . دوباره بغضهاي خسته و كهنه اسير گلوي سردم ميشوند . اي كسي كه در حكايت شب پنهان شده اي به عظمت آبي دلم نظري كن و ببين كه اين دل چه عاشقانه مي تپد فقط در انتظار آمدن تو!

 

 

 

 

 

دركلاس محبت پشت نيمكت هاي صميميت درس عشق ودوستي ويكي شدن راآغازكرديم حال به آخرين درسش رسيديم درسيكه خوبست توهم آن رابداني عشق بايدورزيد به همسفرزندگي وبايد ماندگاربود درقلب ياران پس اي دوست ! اي مهربان ! اي همسفر ! هميشه به يادتوخواهم بودوهيچ گاه تورافراموش نخواهم كرد.

 

 

 

 

 

 

زندگي كوچه اي ست تاريك و تنگ هردم از اين كوچه عابري مي گذرد ..تك نشاني كه زعابر مي ماند ياد اوست و صداي اوست و..رد پاي اوست

 

 

 

 

 

شنبه: با نگاهي عاشقانه مست شدم ! يكشنبه: به او گفتم گرفتارت شدم . دوشنبه: همچو ليلي عاشق صحرا شدم ! سه شنبه : بي وفا يي كرد و من گريان شدم . چهارشنبه: اسير هجرانش شدم . پنج شنبه : او رفت و من درعاشقي فاني شدم! جمعه: بي او تنها شدم و از تنهايي مردم...!

 

 

 

 

به تو سپرده بودمش، به هزار و یک امید و امروز برای هزار و یکمین بار دلمو میبرم تا شکستگیشو گچ بگیرم.

 

 

 

 

 

در پادگان چشمات راه رفتم بي معرفت....سهم من از عشقت کلاغ پر بود؟؟!!!؟

 

 

 

 

 

 

انگاري بوي تو بود زل زده بود به گريه هام

جمعه ي نبودنت خنده بود به هفته هام

نكنه سردي قلبم همشون يه نقشه بود

بشينه تو باورم من از تبار رفته هام

بيا اين خط و نشون اين چشو اينم كمون

اگه دوستم نداري قدره عشقمو بدون

 

 

 

 

 

 

تازگی ها چقدر چاق شدی! می دونی از کجا فهمیدم؟ چون هر روز جای بیشتری تو قلم باز می کنی

 

 

 

 

 

 

ما در ره دوست نقص پيمان نکنيم

گر جان طلبد دريغ از جان نکنيم

دنيا اگر از زيبا رويان لبريز شود

ما پشت به دوستان قديمي نکنيم

 

 

 

 

 

اگه شكلات بودي شيرين ترين بودي. اگه عروسك بودي بقلي ترين بودي. اگه ستاره بودي روشن ترين بودي. و تا زماني كه دوست مني عزيزتريني

 

 

 

 

 

مهر تو به مهر خاتم ندهم ،وصلت به دم مسیح مریم ندهم،عشقت به هزار باغ خرما ندهم،یکدم غم تو به هر دو عا لم ندهم

 

 

 

 

 

تو بودی باور من-تو یار و یاور من- تو بودی عشق اول-رفیق آخر من- تو بودی شور هستی-رفیق خوب مستی-تو بودی کعبه ی عشق-مثل خدا پرستی

 

 

 

 

 

اگر برگ درخت در پاییز نمی افتاد، جایی برای روئیدن برگ های بهاری پیدا نمی شد.

 

 

 

 

 

نشنو از نی ، نی حصیری بی نواست

بشنو از دل ، دل حریم کبریاست

نی بسوزد خاک و خاکستر شود

دل بسوزد خانه ی دلبر شود

 

 

 

ميدوني چقدر دوست دارم؟ به تعداد تاراي موي سرت ضرب در تعداد نفسهايي كه تا اخره عمرت ميكشي به علاوه تعداد هرچي ستاره تو اسمونه...

 

 

 

 

 

ما غرق گناهیم ولی پاک سرشتیم

حسرت زده یک وجب از خاک بهشتیم.

شکرانه زایل شدن حالت اغماء

از خوردن آن میوه ممنوعه گذشتیم.

افسوس که این ماه به سرآمد

در دفتر اعمال ثوابی ننوشتیم

 

 

 

 

 

 

اگه خرابي خرابتم

اگه مستي شرابتم

اگه هستي كنارتم

اگه نيستي به يادتم

 

 

 

 

 

خيال مي کردي قلب من تاب شکستن نداره منتظري بازم دلم پيش دلت کم بياره مرام من تو عاشقي يکدلي و صداقته وقتي ميگم نوکرتم اين آخر رفاقته

 

 

 

 

 

 

 

تو ای زیباترین شعر رهایی، تو ای گلبرگ سرخ آشنایی میان کوچه های تار قلبم به دنبال تو میگردم، کجایی؟؟؟

 

 

 

 

پیام های عاشقانه ام را که فقط به تو می نوشتم ، برای همه می فرستادی! دنیا را عاشق کرده ای و خود ، از هفت دولت آزادی!

 

 

 

 

*،*دوستيت: زلال* مرامت: عسل*ظاهرت: طلا* باطنت: برف* وجودت: نعمت *داشتنت: غنيمت*نديدنت مصيبت   سالارى بخدا

 

 

 

 

 

نه گلايه دارم از تو نه ديگه شكايتي نه يه قصه رو لبامه نه ديگه حكايتي شب تا صبح تو خلوتم به يادِ تو سر مي كنم دارم انگار كه ديگه خالي تو باور مي كنم چه جوري به دل بگم از سر راه تو بره دلي كه شكسته و هنوز برات منتظره كاش مي شد كه از گذشته ها برات حرف بزنم بعدِ سال ها نتونستم كه ازت دل بكنم يه اتاق قدِ قفس براي گريه هام بسه آيينه بي تاب و قراره واسه تو دل واپسه نه غزل مونده تو شعرم نه ديگه ترانه اي كه برات بسازم از نو شب عاشقانه اي يادگار

 

 

 

+ نوشته شده در دوشنبه چهاردهم بهمن 1387ساعت 11:27 توسط يک عاشق به معشوق |