تبليغاتX
حرف های نگفته قلب یک عاشق به معشوقش



به نام خدا خالق انسان . به نام انسان خا لق غم ها . به نام غم ها به وجود اورنده ي اشك ها. به نام اشك تسكين دهنده ي قلب ها . به نام قلب ها ايجاد گر عشق و به نام عشق زيباترين خطاي انسان

 

 

 

خوب من... عشق در هيچ روزي جز همه روز تجلي پيدا نمي كند . پس مبارك باد بر من تجلي نام تو در قلب عاشقم...

 

 

 

در همه عالم گشتم و عاشق نشدم           تو چه بودي كه تو را ديدم و ديوانه شدم

 

 

 

 

خدايا کمکم کن تا عاشقانه ترين نگاهها را در چشمانش بريزم ، خدايا کمکم کن تا در بعد عشق او بهترين و شيرين ترين باشم ، به من کمک کن تا سرودن عشق را به هنگام طلوع آفتاب هر بام بر لبانش جاري سازم و راز عشق را در گوشش سر دهم ، خداوندا او را نگه دار که من به عشق او زنده ام ...

 

 

 

تو را سوگند بر عشقت اگر روزی شدی تنها ،اگر تنها نشستی و شدی تو مونس غمها ، مرا هرگز مبر از یاد چرا که لایقت بودم ،قسم بر عشق بی پایان همیشه عاشقت بودم

 

 

 

لمس کن کلماتي را که برايت مي نويسم تا بخواني و بفهمي چقدر جايت خا ليست ... تا بداني نبودنت آزارم مي دهد ... لمس کن نوشته هايي را که لمس ناشدنيست و عريان ... كه از قلبم بر قلم و كاغذ مي چكد لمس کن گونه هايم را که خيس اشك است و پُر شيار ... لمس کن لحظه هايم را ... تويي که نمي داني من كه هستم? لمس کن اين با تو نبودن ها را لمس کن

 

 

 

 

هيچ چيز سختر از انتظار نيست ، آن هم انتظار براي لحظه اي که يک آشنا صدايت کند و به تو بفهماند که دوستت دارد ، اما هر چقدر هم که انتظار سخت باشد به آن لحظه ي زيبا مي ارزد ، پس انتظار مي کشم تا آن لحظه ي زيبا نصيبم شود ...

 

 

 

 

اگر باغ نگاهم پر ز خار است ،‌ گلم تاراج دست روزگار است، به چشمانت قسم با بودن تو ، زمستاني ترين روزم بهار است.

 

 

 

زندگي درك همين امروز است . ظرف ديروز پر از بودن توست . شايد اين خنده كه امروز دريغم كردي ، آخرين فرصت همراهي ماست

 

 

 

 

گر با غم دوريت نسازم چه كنم / با ياد تو گر عشق نبازم چه كنم / چون در نظرم فقط تويي ماييه ناز / گر من به تو اي دوست ننازم چه كنم

 

 

 

 

وقتي اشكهايم بر روي زمين ريخت تو هرگز نديدي كه چگونه مي گريم . تو دلم را با بي كسي تنها گذاشتي و چشمانم را به انتظار نگاهت گريان گذاشتي

 

   

 

بتاب خورشيد من ، تا ميتواني بتاب بر زمين و آسمان . بدان من در سينه خورشيدي بس عظيم دارم ، بتاب خورشيدم، با تو هستم و با تو جان ميگيرم.

 

 

 

 

آنقدر خوبی که در یک لحظه عاشقت شدم ، عشق را با تمام وجود احساس کردم و اسیر قلب وفادارت شدم!

آنقدر مهر و محبت در دلت است که باور کردم مثل تو هیچکس در این دنیا نیست!

معنای وفا را برای بی وفایان معنا کردی و ثابت کردی که چقدر به عشقمان وفاداری!

 

 

 

 

* *اگر چشمان من دریاست تویی فانوس شبهایم

                        اگر حرفی زدم از گل تویی مفهوم ومعنایش 

                                                 اگر آینه یک دنیاست تویی مفهوم دنیایش

 

 

 

کاش همان لحظه که تقدیم تو شد هستی من

میسپردم که مواظب باشی

جنس این جام بلور است

پر از عشق و غرور

مبدا که بازیچه شود میشکند

 

 

 

غروب شد.خورشید رفت.آفتابگردون پی خورشید

گشت اما پیداش نکرد.یکدفعه یه ستاره بهش

چشمک زد آفتابگردون سرش انداخت پائین

گفت:گلها که خیانت نمی کنن

 

 

 

سکو تم را به باران هدیه کردم

تمام زندگی را گریه کردم

نبودی در فراق شانه هایت

به هر خاکی رسیدم تکیه کردم

 

 

 

 

خدا ابرها را به گریه می اندازه که گلها بخندند پس هر وقت گریه کردم ناراحت نیستم چون می دونم تو داری می خندی

  

 

 

دلم تنگ است دلم تنگ است دلم اندازه حجم قفس تنگ است سکوت از کوچه لبریز است

 صدایم خیس و بارانی است نمی دانم چرا در قلب من پاییز طولانی است

 

 

 

یادگارهای سبز سا لهای بهار افشان تیک تیک لحظه های دور از تو و عبور  غریبانه ترین چکاوک های عاشق... مسافر! انتقام غریبی است رفتنت!!

 

 

 

آخر یه روز پرینت قلبم رو میگیرم تا باورت بشه که با هربار نفسم 100 بار میگم دوستت دارم.

 

 

  

 

شب در کارنامه ي سياه زندگي اش چه کرده است که افتخار گرفتن اين همه ستاره را دارد

 

 

 

چنديست كه بيمار وفايت شده ام .در بستر غم چشم به راهت شده ام. اين را تو بدان اگر بميرم روزي. مسئول تويي كه من فدايت شده ام.

 

  

رفتی رد پایت در دلم ماند

شکوه خنده هایت در دلم ماند

دلم را با سحر خوش کرده بودم

غروب ماجرایت در دلم ماند

شریک دردهایت بودم اما

در آغوش تو خفتن در دلم ماند

 

 

اینجا برای از تو نوشتن هوا کم است

دنیا برای از تو نوشتن مرا کم است

اکسیر من نه اینکه مرا شعر تازه نیست

من از تو می نویسم و این کمیا کم است

 

و این عشق تا ابد ادامه دارد...

 

 

 

+ نوشته شده در پنجشنبه چهارم مهر 1387ساعت 23:16 توسط يک عاشق به معشوق |