تبليغاتX
حرف های نگفته قلب یک عاشق به معشوقش



 

 

سلام به تک تک ثانیه هایی که از دوستان گلم دور بودم همه چیز دست به دست هم داد تا من از دوستان گلم دور بیفتم اکنون آمده ام تا با قدم های استوارم و با کمک شما دوستان گلم این فاصله ها را بردارم در ضمن من از وبلاگ و نویسندگان بچه های ایران زمین تقدیر و تشکر ویژه ای دارم که در غیاب من نسبت به من لطف داشتند .

 

 

 

مي خواهم گلي را برايت بفرستم اما مي ترسم از اينكه پژمرده شود پس "س" را از "گل سرخ" و "ل" را از گل " لاله" ، "ا" را از گل "اطلسي" و "م" را از گل " مريم" بر ميدارم و سلام را تقديمت مي كنم

 

 

 

تو را در میان ستاره های آسمان یافته ام ، تو تنها ستاره درخشان و پرنور هستی!

تو را در میان گلستان باغ زندگی در میان تمام گلها یافته ام

 تو زیباترین و خوشبوترین گل هستی...

 

 

وقتی تو همسفرم باشی ، دیگر غمی در این دل ندارم ، با احساسی لبریز از عشق و آرامش به این راه نفسگیر زندگی ادامه میدهم....

 

 

با باور تو باور کرده ام که خوشبختم ، و لحظات عاشقی برایم زیباست....با بودن تو احساس کردم آن گمشده را که مدتها در جستجوی او بودم پیدا کرده ام...

 

 

 

صدا كن مرا كه صدايت زيباترين نواي عالم است صدا كن مرا كه صدايت قلب شكسته ام را تسكين ميدهد صدا كن مرا تا بدانم كه هنوز از ياد نبرده اي مرا نشسته ام تا شايد صدايم كني صدايم كني ومحبت بي دريقت را نثارم كني

 

 

بیا و یک لحظه با من باش ، تا برای یک عمر با هم بمانیم ...بیا برای هم باشیم ، از هم بگوییم با عشق باشیم!

 


موقعی كه می خواستمت مي ترسيدم نگات كنم،موقعي كه نگات كردم ترسيدم باهات حرف بزنم. موقعي كه باهات حرف زدم ترسيدم نازت كنم،موقعي كه نازت كردم ترسيدم عاشقت بشم حالا كه عاشقت شدم ميترسم از دستت بدم

 

 

این عشقی که به من بخشیدی برای همیشه زنده خواهد ماند تو همیشه آنجا

هستی ،هنگامیکه فرو افتم ضعف مرا می ستانی و به من نیرو وقدرت می بخشی

 و برای همیشه دوستت خواهم داشت و در کنارت می مانم همچو فانوسی در تاریکترین

 شبها بالهایی خواهم بود، که در طول پرواز یاری ات خواهم کرد و در طوفان

 سر کش ،سر پناهی برای تو خواهم بود

 

 

 

یاد تو مثل خورشیدی در شبهای تنهایی ام می درخشد و همه ی ستارگان را مجاب می کند وقتی تو باشی ، شب قابل تحمل است . تو یک رویای ندیده ای . سر به دیوار مهرت می گذارم و پشت نرده های خیال یک آرزو آنقدر می نشینم و آنقدر می نویسم تا ...

 

 

 

در کلبه کوچک قلبم ،برایت، مرکبی از غرور و محبت مهیا می کنم تا تکسوار دریای بی انتهای عشقم گردی .اگر رفتی و مقصد گمشده را نیافتی تو را به خدا سوگند می دهم به کلبه کوچک قلبم بازگردی ! چشم به راه توام ...

 

 

 

 

می خواستم بروم تا انتهای عدم ، می خواستم نیست شوم ، گم شوم.قلب شیشه ای غرورم افتاد و شکست . حتی آهی نکشیدم چون زندگی را با حضور تو دوست دارم . تو را قسم می دهم به شبنم های شفاف ، به صداقت یاس ، تو را قسم می دهم به پاکی و محبت که بمانی تو را قسم می دهم به آب و آیینه که بمانی ... همه رفتند ، تو بمان ...

 

 

 

مگذار که عشق ، به عادت دوست داشتن تبدیل شود! مگذار که حتی آب دادن گل های باغچه به عادت آب دادن گل های باغچه تبدیل شود ! عشق ، عادت به دوست داشتن و سخت دوست داشتن دیگری نیست . پیوسته نو کردن خواستنی است که خود پیوسته خواهان نو شدن است و دگرگون شدن تازگی ، ذات عشق است و طراوت ، بافت عشق چگونه می شود تازگی و طراوت را از عشق گرفت و عشق همچنان عشق بماند ؟

 

 

 

در پناه حضور سبز تو ، طوفان غم ، مرا جا می گذارد . در کنارت ژرفای آرامش را احساس میکنم و بی تو سیل بی رحم تنهایی مجالم نمی دهد

 


محبت ره به دل دادن صفای سینه میخواهد به یاد یکدگر بودن دلی بی کینه

میخواهد اگر دورم ز دیدارت دلیل بی وفایی نیست وفا ان است که نامت را همیشه بر زبان دارم

وفا آن است که نامت را نهانی زیر لب دارم

 

 

 

دوست داشتن همیشه گـــفتن نیست گاه سکوت است و گاه نگــــــاه ... غـــــریبه ! این درد مشترک من و توست که گاهی نمی توانیم در چشمهای یکد یگــرنگــــاه کنیم

 

 

 

همیشه آرام هستی و صبور روزها در این خانه دلتنگ چشم انتظار تو هستم و وقتی از همه نامهربانی هاخسته می شوم ، زانوانت را می جویم ... که سر بر آنها بگذارم و آغوش گرمت را که در آن آرام بگیرم...

 

 


عشق کنار هم ایستادن زیر باران نیست...!!! عشق این است که یکی برای دیگری

چتر شود و دیگری هرگز نفهمد چرا خیس نشد

 

 

 

بودنم را هيچ کس باور نداشت هيچ کس کاري به کار من نداشت بنويسيد بعد مرگم روي سنگ با خطوطي نرم زيبا وقشنگ انکه خوابيده در اين گور سرد بودنش را هيچ کس باور نکرد

 

 

 

یادمان باشد ...

یادمان باشد اگر شاخه گلی را چیدیم ... وقت پرپر شدنش سوز و نوایی نکنیم

پر پروانه شکستن هنر انسان نیست ... گر شکستیم ز غفلت ، من و مایی نکنیم

یادمان باشد سر سجاده عشق ... جز برای دل محبوب دعایی نکنیم

یادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند ... طلب عشق ز هر بی سرو پایی نکنیم

 

 

 

بوسه بر عکست زنم ترسم که قابش بشکند.قاب عکس توست اما شیشه ی

 عمرمن است بوسه بر مویت زنم ترسم که تارش بشکند.تارموی توست اما ریشه ی عمر من است

 

 


 
افلاطون میگه : اگه با دلت کسی یا چیزی رو دوست داشتی زیاد جدی نگیرش. چون کار دل دوست داشتنه... درست مثل کار چشم که دیدنه ... ولی اگه کسی رو با عقلت دوست داشتی بدون داری چیزی رو تجربه می کنی که اسمش عشق واقعیه !!!

 

 

شونه هام رو بهت قرض میدم که روشون گریه کنی ..گوشام رو تا بشنوه صداتو...دستامو تا اونا رو بگیری..پاهام که همراهیت کنه .. ولی قلبمو نمیدم..چون ار قبل مال خودت بوده

 

کنار آشیان تو آشیانه می کنم فضایه آشیانه را پر از ترانه می کنم کسی سوال می کند بخاطر چه زنده ای؟ و من برای زندگی تو را بهانه می کنم

 

 

 

گر نيايي تا قيامت انتظارت مي کشم. منت عشق از نگاه پر شرابت مي کشم. ناز چندين ساله ي چشم خمارت مي کشم. تا نفس باقيست اينجا انتظارت مي کشم....

 

 

 

به او بگویید دوستش دارم، به او که گل همیشه بهارمن است، به او که قشنگترین بهانه برای بودن من است وبه او که عشق جاودانه من است 

 

 

 

به من گفتی که دل دریا کن ای دوست همه دریا از آن ما کن ای دوست دلم دریا شد ودادم به دستت مکش دریا به خون پروا کن ای دوست

 

 

ای که دور از منی و یاد منی،با خبر باش که دنیای منی...شادیت شادی من،غصه ات غصه من...قلب من خانه تو خانه ات قبله من. دوست دارم.....

 

 

داشتم اشکهایم را روی نامه ای عاشقانه با قطره چکان جعل می کردم خاطرم آمد شاید دلتنگ خنده هایم باشی ببخش اگر این روزها عشق !!با گریستن اثبات می شود.

 

 

گرمی دست هایت چیست که دستهایم آنها را میطلبد ؟ در آینه چشمهایم بنگر چه میبینی؟ آیا میبینی که تو را میبیند؟ صدای طپش قلبم را میشنوی که فریاد میزند دوستت دارم؟

 

 

 

هرگزبرای عاشق شدن به دنبال باران و بابونه نباشی گاهی در انتهای خارهای یک کاکتوس به غنچه ای می رسی که ماه را بر لبانت می نشاند

 

 

 

عشق افسانه نیست آنکه عشق آفرید دیوانه نیست . عشق آن نیست که در کنارش باشی عشق آن است که به یادش باشی

 

 

 

 

 

به خورشید گفتم گرمی ات را به من بده تا به تو بدهم گفت دستانش گرمی مرا دارند به آسمان گفتم پاکیت را به من بده گفت چشمانش پاکی مرا دارند از دریا بزرگی و آرامشش را خواستم گفت قلب تو به اندازه اقیانوس است و آرامشت نیز.در مقابل دستان گرمت پاکی نگاهت و بزرگی و آرامش قلبت چیزی ندارم به تو تقدیم کنن جز قلبی که به عشق تو می تپد.

 

 

 

 

گفتمش آغاز درد عشق چیست؟ گفت آغازش سراسر بندگیست گفتمش پایان آن را هم بگو گفت پایانش همه شرمندگیست گفتمش درمان دردم را بگو گفت درمانی ندارد، بی دواست گفتمش یک اندکی تسکین آن گفت تسکینش همه سوز و فناست

 

 

با دیدن لبخند زیبایت به نهایت خوشبختی میرسم هزاران سبد گل یاس را با قلب سرشار و محبتم نثارت می کنم تا دریابی چقدر دوستت دارم!

 

 

عشق این نیست که دلی رو بگیری و دوباره به صاحبش پس بدی عشق اون که اگه دل یکی رو گرفتی تا ته خط باهاش باشی

 

 


زندگی زیباست - زشتی های آن تقصیر ماست - در مسیرش هرچه نازیباست - آن تدبیر ماست - زندگی آب روانیست روان میگذرد - هرچه تقدیر من و توست همان میگذرد

 


هر كسي يه روزي مياد يه روزي ميره يكي با دلش ميره يكي با پاهاش ولي مواظب باش كسي با پاهاي خودش از دلت نره

 

دل آدمها مثل يك جزيره دور افتادست ،اينكه كي واسه اولين بار پا به جزيره ميزاره مهم نيست مهم اون كسيه كه هيچوقت جزيره را ترك نكند.

 

عميق ترين درد زندگي مردن نيست بلکه نداشتن کسي است که الفباي دوست داشتن را برايت تکرار کند و تو از او رسم محبت بياموزي

 

 

عشق من تو باش نه براي اينکه در اين دنياي بزرگ تنها نباشم.تو باش تا در دنياي بزرگ تنهاييم تنها ترين باشي..


 

 

 

همه دنيا يه جاده است من و تو مسافرهاشيم قدر امروز رو بدونيم شايد فردا نباشيم .

 

+ نوشته شده در سه شنبه یازدهم تیر 1387ساعت 11:43 توسط يک عاشق به معشوق |